.:Koolaan:.

کوچه

روزی که عزا گرفتم

* عصر از خونه زدم بیرون که نون بگیرم. پیشتر از اون تندبادی اومد و رگبار و رعد و برق.
دیدم کوچه ای که همیشه از اونجا رد میشم به علت شکسته شدن درخت بسته شده و دارن کار میکنن که درخت های شکسته شده رو بردارن و سیم های برق رو که کنده شده بود دوباره وصل کنن.
از دور خطاب به مردم میگفتن که: خطر برق گرفتگی هست و نوارهای هشدار هم زده بودن.
جالب اینجا بود که مردم انگار نه انگار و نوار هشدار رو کنار میزدن و به راهشون ادامه میدادن!
اینجا بود که فهمیدم حیوانات چقدر باشعور هستن.
راهم رو کج کردم و از کوچه بالایی رفتم.
* بعد از اون باد سیستم بانکی دچار اختلالات گسترده شده!!!
موندم تو آمـریـکا که سالانه این همه تندباد و توفان و گردباد میاد، چطوری میشه که انگار اتفاقی نیفتاده و همه چی سر جاش هست؟
اصلاً جایی تو آمـریـکـا هست به نام Tornado Alley یعنی جایی که همیشه تندباد و توفان میاد. بعد ما با یه ذره باد همه چیز میریزه به هم!
* تو ماشین نشسته بودم که به مرکز شهر برم.
بادی که اومده بود آشغال ها رو تقریباً دور هم جمع کرده یا توی جاهایی که بادگیر نبود پراکنده کرده بود.
با دیدن این حجم از آشغال گریه م گرفت. باور کنید اشک اومد تو چشمم. همه جا پر شده بود از آشغال.
دیگه وسایل یک بار مصرف که تو این چند روزه روی زمین ریخته شده بماند.
نایلون هم حتی چسبیده بود به شاخه های بالای درختان چه برسه به روی زمین.
ما ایرانی ها چی به سر زمین آوردیم؟
ای کاش گوشی همراهم بود عکس میگرفتم.
* هنوز خونمون داغ هست و نمیفهمیم چی به سرمون اومده یا خودمون رو به کوچه علی چپ زدیم.
قیمت ها سر به آسمون کشیدن. هر چیزی که میخوای بخری عین مار و عقرب نیش میزنه آدم رو.
قیمت ها ده ها برابر شده. خیلی چیزها نایاب و کمیاب شده. مردم هم هجوم آوردن به خیابون واسه خرید.
از اونطرف عده ای به این گرونی دامن میزنن تا جیب ها رو بیشتر از پول پر کنن.
از سیزدهم آبان هم مرحله تازه ای از تحریم ها آغاز میشه که دیگه اون موقع باید دست بذاریم زیر سرمون و بمیریم راحت.
البته همه میدونیم که تحریم ها هیچ اثری بر مردم نداشته و ندارد.


دلم پره. امروز دلم از این همه بدی که دیدم گرفت.

باز شروع شد

ملتِ (خودم هم جز اونها هستم ولی چیزی که هست من دور و بر دین نمیرم) دزد و دروغگو و فاسد و حق مردم خور و غیبت کن و... باز راه افتادن پارچه سیاه چسبوندن و شعار امام حسینی نوشتن و به قولی عزاداری حسین.
تادیروز خون مردم رو تو شیشه میکردن الان راه افتادن برای عزاداری بلکه این چندین ماه گناه و کثافت کاری رو بشوره ببره.
من بهشون میگم مردم یک ماه و ده روز مسلمان. یک ماه رمضان و ده روز محرم. تموم شد رفت پی کارش و دوباره همون آش و همون کاسه.
مثل همون کسی که رفته حج ولی انبار مواد غذایی احتکار شده ش رو پیدا کردن!
عزیز گناه نکن تا مجبور نباشی مثل سگ بیفتی روی پای این و اون که واسطه بشن گناهت رو پاک کنن هرچند که تنها کسی که گناهی رو میبخشه خدا هست و درخواست از بنده کفر محسوب میشه حتی اگر اون شخص خودِ پیامبر باشه.

دست از سرمون بردار

بامداد امروز باز زمین لرزه اومد.
خواب بودم. ساعت 02:43 دقیقه بود. از خواب پریدم. گفتم بابا باز از خواب پریدم ولی صداهایی به گوش میرسید.
همچنین در اتاق صدا داد. رفتم بیرون دیدم همه بیدار شدن و همسایه ها هم همچنین.
یه نگاه به تیر چراغ برق انداختم دیدم سیم های اون در نوسان هستن.
چند دقیقه ای تو حیاط نشستم و بعد نگاه کردم دیدم "تازه آباد" زمین لرزه اومده 5.9 ریشتر در ژرفای 8 کیلومتری.
امروز صبح هم نگاه که کردم دیدم ده ها پس لرزه داشته.
البته بعد از اون زمین لرزه اصلی یه بار دیگه حس کردم زمین لرزید ولی قدرتش مثل اولی نبود.
دست بردار نیست این زمین لرزه.

کسی فهمید به منم بگه

این حجم اینترنت ایرانسل من هست (TD-LTE). من که هرچی اون رو زیر و رو کردم چیزی حالیم نشد بس که گزینه های بیخودی نوشتن تا مردم سردرگم بشن!


اگر عکس باز نشد صفحه رو دوباره Refresh کنید.

شگفتا!

داداشم سیگار میکشه. شاید در روز دست کم بیست استکان چای نوش میکنه اونم چایی به رنگ سیاه بس که غلیظ هست. هیچ فعالیتی هم نداره (یعنی پنج دقیقه هم از خونه بیرون نمیره) و دائم یه وری پای تلویزیون نشسته و داره شبکه های مذهبی میبینه، بعد میگه این مودم رو خاموش کن شب ها چون WiFi اون ضرر داره!
آخه حتی زیان آور هم باشه مگر از اون سیگاری که میدی به خوردِ بدنت زیانش بیشتره؟
من گاهی از این همه نادانی آدم ها تعجب میکنم.

مادرم فرزندت کجاست؟ (رمز خواستید بگید)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

لطفاً ادای تنگ ها را در نیاورید

دوستم بهش میگم که منو تو اون گروه عضو کن. میگه همین دیشب، همین امروز یا همین یک ساعت پیش لفت زدم.
بعد از دیشب تا حال هر گروهی میرم میبینم تو اون گروه هست.
پنج تا شماره آنلاین هم داره.
نمیدونم چرا هرکی به من میرسه ادای تنگ ها رو در میاره!

گوشیم رو زدم خراب کردم

دیروز به سرم زد روی گوشیم "اندروید شخصی سازی شده" یا به قولی Custom Rom نصب کنم. با کمی جستجو در سایت های انگلیسی پیدا کردم مطلب رو (البته قبلش به شرکت سازنده گوشیم پیام دادم که میخوام قفل گوشی رو بردارم. آخه گوشی ها برای اینکه هر کسی از راه نرسه و سیستم عامل اون رو عوض نکنه قفل هستن). خلاصه انجام دادم.
اندروید خام به اسم AEX نصب کردم. سبک بود و روان و عالی.
بعد به سرم زد کاستوم رام های دیگه رو هم تست کنم ببینم کدام یکی بهتر هست.
آخرش زدم دهن گوشی رو سرویس کردم و اپلیکیشن های اون همش بسته میشدن. هر کاری کردم درست نشد.
امروز صبح بردم نمایندگی گوشی. گفت صد هزار تومان میگیره و سیستم عامل اون رو فلش میزنه!!!
حالا این کار مثل این هست که گوشی رو وصل کنی به کامپیوتر، نرم افزار فلش رو باز کنی و فلش بزنی تا بعد از 15 تا 20 دقیقه تموم بشه.
صد هزار برای این کار؟
رفتم جایی دیگه گفت چهل پنجاه تومان.
آخرش بردم پیش دوستم و با 15 هزار تومان درستش کرد.
منظورم اینه که ببینید مردم چقدر دزد هستن. صد هزار تومان کو پانزده هزار تومان کو؟ تازه اونم به زور گرفت.
حالا گوشیم صحیح و سالم روبروم نشسته و داره لبخند میزنه :-))

ول کن نیست که!

امرداد ماه هم داره به پایان خودش نزدیک میشه ولی خبری از خنکی هوا نه که نیست بلکه گرم تر هم شده.
تابستون رو دوست ندارم. همش گرما هست و عرق کردن. ولی زمستون سرد هست و با پوشیدن پوشاک مناسب همه چیز ردیف میشه.
راستی واژه ی "امرداد" درست هست نه مرداد. امرداد یعنی بی مرگی و جاودانگی در حالی که مرداد برعکس اون میشه.


...
چقدر خوبه اینها رو یاد بگیریم.

بیایید بازی کنیم

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan