.:Koolaan:.

کوچه

بدبختی این مردم پایانی ندارد

دیروز رفتیم قصرشیرین تا به خواهرزاده سر بزنیم. محل سربازی اون جایی هست نزدیک سرِ مرز.
برای رفتن به اونجا هم می بایست از سرپلذهاب رد می شدیم. همون جایی که پاییز سال پیش زمین لرزه اومد.
ابتدای شهر ایستادیم. دو طرف جاده پر بود از کانکس ها و چادرهایی که مردم توی اونها زندگی می کردن. شیرِ آب عمومی. دستشویی عمومی.
آب های کثیف دور و برِ چادرها و خیابون بود. کسانی هم بودن که از روستا اومده بودن شهر و گاو و حیوانات اهلی خودشون رو آورده بودن و نزدیک چادر و کانکس نگهداری می کردن.
خانم میانسالی در حال شستن لباس بود. ما رو که دید فکر کرد برای کمک اومدیم. دیگه چشم از ما برنداشت. شستن از یادش رفته بود. تشت لباس های نشسته رو دستش گرفت و اومد پیش یه شیرِ آبی که نزدیک به ما بود.
دیگه هی ما رو نگاه کرد. شاید غصه می خورد که خوش به حال اینها. مثل ما بیچاره نشدن.
گرما بیداد می کرد در حالی که هنوز ده صبح بود (سرپلذهاب و قصرشیرین جز مناطق گرمسیری استان هستن).
دلم به درد اومد. حرفی برای گفتن نداشتم و هیچی هم برای کمک کردن.
هر جا نگاه می کردی شهر پر بود از خونه های خراب، دیوارهای ترک بسته و مردمانی که در گرمای پنجاه درجه زیر چادر و کانکس بودن.
از اون طرف مسئولان میگن که مشکلی ندارن و همه چیز رو به راه هست و از این طرف دیده ها چیزی دیگه میگه.
کسانی که به نام مردم زلزله زده میلیاردی وام گرفتن و کسی خبر نداره چی شد!
کسانی که اصلاً سرپلذهاب یا در دیگر مناطق زلزله زده نبودن ولی وام گرفتن و به ریش اون بدبخت ها خندیدن.
و مردمی که روزهای نخست هجوم آوردن برای کمک و سلفی و فیلم گرفتن، ولی حالا خبری از کسی نیست.
تا دیروز جنگ و صدام و منافقین خونه های اونها رو خراب کردن طوری که هنوز آثار اون پابرجا هست و امروز هم زمین لرزه اونها رو بدبخت کرد.
بیچارگی این مردم پایانی نداره.
نه عکس گرفتم نه فیلم. دلم نیومد بیچارگی دیگران رو به تصویر بکشم.
:-|
Maryam
۱۳ مرداد ۹۷ , ۲۲:۳۶
سلام 
آفرین به شما که انقدر فرهیخته هستید و حاضر نشدین فیلم و عکسی بگیرید ، یه سری از افراد هستند که رم گوشی شان دنگ دنگ می کنند برای پر شدن از اخبار بد و غمگین کننده 
در رابطه با حالا مصیبت هم نه همین زندگی ملال آوری که آن ها تجربه می کنند حرفی ندارم ، انقدر از خواندن توصیفات شفاف شما حالم بد شد که هیچی نمیتونه درونمو توصیف کنه 
موفق باشید 

پاسخ :

درود و سپاس از شما. تو راه که برمیگشتیم فقط کمی از کوه و دشت عکس گرفتم. جایی که پرنده پر نمی زد آخه کوه ها همگی پر از درخت بلوط بودن همین و بس.
اونها که دیگه زندگیشون نابود شد.
شما هم همین طور.
chefft.blog.ir 💞💕
۱۳ مرداد ۹۷ , ۲۲:۳۸
من یک هفته ی اول کمکهای مردمی رو تخمین زدم، با کمکهای نقدی میشد برای هر خانواده یه خونه ی خیلی خوب ساخت، حتی برای مستاجرها
ولی نمیدونم این پولها چی شد، کجا خرج شد!!
اصلا کی میتونه این پولها رو خرج کنه برای خودش در صورتی که متعلق به یه عده آدم آواره ست

پاسخ :

خرج شد لیوان ها آب هم روش.
کسی هم نفهمید کجا رفت و موندن یه مشت بدبخت بیچاره.
بهـ نام
۱۳ مرداد ۹۷ , ۲۳:۳۵
هم کلاسی سرپل ذهابی دارم
میگف هنوزم تو کانکس هستن وقتی یه فرصتی پیش میامد که خوابگاهیا برگردن شهرشون این برنمیگشت و میگف: برگرده کجاا؟ تو کانکس؟ همین خوابگاه بمونم بهتره

پاسخ :

تازه من بعد از نه ماه رفتم اونجا. اون اوایل دیگه چقدر بدبختی کشیدن.
هرکی داشت خونه ساخت. خیلی ها هم به اسم اونها چاپیدن و خوردن.
اینقدر حالم بد شده از دیروز تا حالا.
:-|
بهـ نام
۱۴ مرداد ۹۷ , ۰۰:۰۶
تو ژاپن از همه چی برق تولید میکنن ما از همه چی دزدی میکنن

پاسخ :

و این نشون میده ما از اونها پیشرفته تر هستیم :-))
مَرمَر :))
۱۴ مرداد ۹۷ , ۰۰:۲۶
....

پاسخ :

:-|
علیــ ـرضا
۱۴ مرداد ۹۷ , ۰۹:۲۸
سخت شده زندگی کسایی که از قبل آسیب دیدن زندگیشون سخت‌تر از قبل 

پاسخ :

تا دیروز جنگ بود بعدش به هر زوری بود ساختن باز این بار بلایی دیگه خونه شون رو ویران کرد.
علامت سوال
۱۴ مرداد ۹۷ , ۱۹:۳۴
چی بگم:/
جز تاسف!

پاسخ :

حرفی برای گفتن در مورد بدبختی این مردم نیست.
علامت سوال
۲۵ مرداد ۹۷ , ۰۰:۱۳
الان که از زمستون گفتیم...یاد اینا افتادم..دهنم خشک شد:/ هعییی خدا 

پاسخ :

امروز کلیپی دیدم از اونها. واقعاً نمیشه بیان کرد درد اونها رو.
هنوز تو کانکس تو گرمای پنجاه درجه. با یه کولر کوچولو در جایی که کولر گازی هم جوابگو نیست.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan