.:Koolaan:.

کوچه

چون خیلی بی شعوری

چندی پیش تو اتوبوس نشسته بودم.
بیخیال داشتم بیرون رو نگاه کردم که گفتگوی دو پسر که پشت سرِ من نشسته بودن توجه منو به خودش جلب کرد.
این یکی پسره به اون یکی: چرا وقتی من کنارِ تو هستم این قدر احساسِ آرامش میکنم؟
اون یکی: چون خیلی بی شعوری. و هر دو زدن زیرِ خنده.
منم لبخندی روی لبم نشست.
دوست داشتن سن و جنس و مکان سرش نمیشه.
کاش همه همدیگه رو دوست داشته باشن و هرگز دشمنی در کار نباشه.
مجهول الهویه
۲۳ فروردين ۹۷ , ۲۳:۱۵
ای کاش واقعا همه چیز پاک و صادق بود
من گاهی فکر میکنم دنیا رو خود ما آدم ها خراب کردیم
وقتی بوی پول رو احساس کردیم
زدیم زیر هرچی مرد و مردونگیه
و الان وضعمون شده این که همه از هم میکنن

پاسخ :

بدون تردید همینه. خودمون گند زدیم. دوست داشتن و دوست داشته شدن دیگه وجود نداره.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan